هیلداهیلدا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 7 روز سن داره
همدم و هومنهمدم و هومن، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

هیلدا پرنسس کوچولوی ما

هيلدا گلي

اه هرچي نوشتم پريد . اشكال نداره از اول مينويسم در پي اعتراضات دايي حميد كه چرا هيچي تو وبلاگ هيلدا نمينويسي امروز اومدم از هيلدا عكساي جديد بگيرم . مامان سميه هم به بالاخره بعد 7 ماه داره خاطرات زايمان مينويسه البته نوشته تويه دفتر حالا بايد تايپش كنه كه چون كيبرد فارسي نداريم يه خورده طول ميكشه به منم نميده كه سريع تايپ كنم و ميگه ميخوام خودم همشو بنويسم .خب اينم يه جورشه ديگه امروز هيلدا جونم 27 هفته و 194 روز داره  سرعت سينه خيز رفتنو دور زدنت خيلي زياد شده . سوپ ميخوره .خيلي به اسباب بازياش علاقه نداره و جعبه و مقوا مثل جعبه ي بيسكوييت رو خيلي دوست ميداري .موقع خوابيدن كه كلن يه فازه ديگس خيلي شيطوني مي...
8 مرداد 1391

اولین ماه رمضون پرنسسم

عشقم این اولین ماه رمضانیه که با مایی 6 سال مامان و بابات تنها میومدن خونه ما امسال با عشقم میان قررررررررررررربونت برم دیروز هیلدا برا اولین بار حریره بادوم خورده اینم عکس کنار سفره افطار خونه خودشون     ...
1 مرداد 1391

6 ماهگی پرنسسم

قربونت برم که 6 ماهه با مایی و همه عاشتیم عزیزم. هر روز کلی جیگر تر میشی کلی کارای جدید یاد میگری کلی خودتو لووووووس میکنی ماهم دلم ضعف میره برات عششششششقم هیلدا پریروز واکس 6 ماهگیشو زد و از شبش هم مریض بود و چندین بار بالا اورد و از نصفه های شب هم تب داشت تا دیروز اخر شب وچون خیلی کم حال بود گفتیم یه روز دیگه برای 6 ماهگیت جشن کوچولو میگیرم ولی بازم با تمام کم حالی هیلی بالاخره جشن گرفتیم عزیزم 6 ماهگیت مبارک   184 روز که با مایی و 183 روز به تو لدت مونده عزیزم           ادامه ی عکسای هیلدا جونم در ادامه مطلب:     ...
29 تير 1391

قطره اهن هیلدا

امروز صبح هیلدا قطره اهن رو شروع کرده .     ولی مامانش دست گل به اب داده و قطره اهن رو که باید 8 قطره به هیلی میداده با ( ad) اشتباه گرفته و 25 قطره دادهه   .بعدشم از ترس فوری زنگ زده به خاله میترا .     اشکال نداره امروز هیلدامون کلی قوی شده ...
22 تير 1391

هیلدا جونم غذا میخوره

عاشقتم نفسم که اینقدر بزرگ شدی که میتونی غذا بخوری .همین دیروز بود که دنیا اومدی خالا کلی وروجک شدی .     امروز خاله میترا جون اومده بود تا به مامان سمیه هم یاد بده چجوری فرنی درست کنه هم یه خورده دل مامان سفت بشه وهی نترسه .عسل خوشگلمو نیاورده بود و گذاشته بودش مهد .خاله میترا هوارتا بوس برات میفرستیم توعشق مایی     منم که تدارکات و فیلمبردار از خواب بلند نشده پریدم خونه سمیه اینا امروز هیلدا 2 تا قاشق فرنی خورد .اولش قیافشو یه جوری کرد ولی بعدش خورد راحت     ...
22 تير 1391