هیلداهیلدا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
همدم و هومنهمدم و هومن، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

هیلدا پرنسس کوچولوی ما

ورود فرشته های خدا

فرشته های خدا زمینی شدند و من بار دیگه خاله شدم اونم خاله دو تا نی نی یکشنبه 23 اسفند 94 صب از حمام اومدم بیرون و  عجله برای رفتن به نمایشگاه با حمید که یهو مامانم گفت سمیه یه کم مشکل داشته و میخواد بره بیمارستان و هیلدارو داره میاره اینجا یهو استرس گرفتم حالا چی میشه هنوز دو هفته به تولد بچه ها مونده یعنی امروز به دنیا میان ؟ البته یهوو بدنیا اومدن رو از با برنامه ریزی به دنیا اومدن بیشتر دوست دارم  و برای دوقلو زود بدنیا اومدن خیلی طبیعیه خلاصه هیلدا اومد و به سمیه زنگ زدم و از علائمی که گفت هم خودش هم من حدس میزدیم کیسه ابش پاره شده باشه چون تو سونوی هفته قبلش حجم اب کیسه هومن کم شده بود که دکتر گفته ب...
13 فروردين 1395

اندر احوالاته مهر ماهه 91

میبینی هیلدا جونم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از 3 شنبه هفته پیش تا امروز فقط 2 ساعت هیلدارو دیدم  حالا چرا ؟ چون مامانم زونا گرفته و چون واگیر داره تا 2 هفته  ( مخصوصا واگیرش برای بچه های خیلی کوچیکه ) دقیقا از 3 شنبه هم شروع شده تا 2 هفته هیلدا نمیاد خونه ما . خب حالا چرا من نمیرم پیشه هیلدا ؟؟؟؟ چون این ترم 4 روز تو هفته کلاس دارم . 1 روزم کلاس زبان .   ...
17 مهر 1391

مبارک باشه

هفتمین سالگرد عروسیتون مبارک مامان سمیه و بابا مجید ایشالا 70 سالگردتون با هیلدا و بچه های بیشتر در کنار هم خوش و خرم خودم بیام اینجا بهتون تبریک بگم هفت سال پیش همین ساعتا توراه تالار بودیم 14 سالم بود شاید 13 .     ...
31 شهريور 1391

100 روز با بزرگ عشق کوچکم

هیلدای من درست 100 روز از بودن با تو پرنسس قشنگم میگذره.خیلی دوست داشتم که امروز کنارت می بودم ولی نشد و مشهد هستم و چند روزه ندیدمت ولی امروز تا چند تا ساعت دبگه برمیگردم تهران و ایشالا فردا این موقع کنارتم نفسم .ولی اخرین اخبار از مامان سمیه اعلام کرده که هیلدا خانوم اولین عروسی زندگیشو دعوت شده و 11 اردی بهشت میره اولین عروسی که عروسی دوستای مامان و باباش هست .و امروز هیلدا رفته لباس پرنسسی بگیره برای عروسی . 100 روزگیت مبارک شکوفه ی هلوی من .ایشالا 100 سالگیت عشقمممممممممممممم   ظ ...
8 ارديبهشت 1391

هیلدا 19 اسفند

هیلدا جونم در 19 اسفند که دقیقا 2 ماه به تولد خاله یاسی مونده : البته این جوری گفتم چون مناسبت دیگه نبود که اعلام کنم خب از کارای جدید هیلدا جونم بگم که خیلی کنجکاوانه به اطراف نگاه میکنه علاقه ی زیادی به لوستر داره و همش نگاشون میکنه کم کم گردنش رو سفت نگه میداره و سعی در گردن گرفتن داره وقتی روی شونت میذاریش خودشو سیخ نگه میداره تا ببیبنه بیرون چه خبره وقتی مامانیش یعنی مامان من باهاش حرف میزنه با دقت گوش میده و بادقت نگاهش میکنه و کلی لبخندای قشنگ تحویل مامانیش میده و کلی ما رو خوشحال میکنه عشقممممم وای راستی تازگیا یاد گرفته بغض میکنه بچم امروز بابابیی (بابای من)اومد لپ هیلدارو گرفت بچم یه بغضی کرد که...
19 اسفند 1390

40 روزگی هیلــــــــــــــــــدا

٤٠ روزگیت مبارک فرشته کوچک خدا سحرگاه رهرویی در سرزمینی همی گفت این معما با غریبی که ای سوفی شراب ان گه شود صاف که در شیشه بماند اربعـیــــــــــــــنی   عکسای 40 روزگی هیلدا در ادامه مطلب: عکسایی که تو بیمارستان بدو تولد گرفتن و تازه حاضر شده به همراه فیلم تولد هیلدا جون مـــــــــــــــاشـــــــــــــــــــاالـله یادتون نره ...
9 اسفند 1390

به بهانه 40 روزگـــــــــــــی پرنــــــــــســـــــس هیـــــــــــــــــــــلدا

هیـــــــــلدا کوچولومون کم کم داره بزرگ میشه و فردا ٤٠ روزش تموم میشه عزیزم ٤٠ روزگیت مبارک اینکه اینروزا کمتر سر میزنم و کمتر ع کسای هیـــــــــــــلدا رو میذارم چون همه در تدارک مهمونی به مناسبت ٤٠ روزگی هیــــــــلدا هستیم و کلی مهمون داریم ٧٠ نفر .من ومامان سمیه دا ریم هدیه های جشن هیـــــــــــــــلدارو درست میکنیم بعدا میام عکساشو میذارم   عزیزم بازم ٤٠ روزگیت تبریک میگم عشق کوچولوی من . قربونت برم   عکسای هیلدا در ادامه مطلب:     قربونت برم عشششششششششششم ماشالا یادتون نر...
6 اسفند 1390
1